مسافر

بنام آنكه اشك را آفريد تا سرزمين وداع آتش نگيرد


سلام خوش آمديد

سلام دوستان گلم........
 
به كلبه تنهاي من خوش آمدديد......
 
به دليل برخي مشكلات من ديگه تو اين وبلاگ آپ نمي كنم...بلكه در وبلاگ جديدي آپ مي كنم......
 
منتظرتونم....
 
آدرس وبلاگ جديدم:  http://sevdasiz.blogfa.com


ادامه مطلب

۲۸ دى ۱۳۸۸ | نظرات (4)

 

سلام...

سلام دوستان گلم خوش آمديد .........
 
.خوبين؟؟؟؟
 
ممنونكه به كلبه تنهايي من سر مي زنيد......
 
به دليل برخي مشكلات ازاين به بعد من در وبلاگ جديدم آپ مي كنم....
 
 
 
 
 


ادامه مطلب

۲۲ دى ۱۳۸۸ | نظرات (1)

 

اي كاش...

((اي كاش هيچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود...
اي كاش هرگز نديده بودمت و دل به تو دل شكن نمي بستم.
اي كاش از همان ابتدا، بي وفايي و ريا كاري تو را باور داشتم انتظار باز آمدنت،
بهانه اي براي هاي هاي گريه هاي شبانه ام شد و علتي براي چشم به راه دوختن
و از آتش غم سوختن و ديده به درد دوختم... ))
 
امّا امشب مي نويسم تا تو بداني كه ديگر با يادآوري اولين ديدارمان چشمانم پر از اشك نمي شود.
چون بي رحمي آن قلب سنگين را باور دارم.
 
امشب ديگر اجازه نخواهم داد كه قدم به حريم خواب ها و روياهايم بگذاري...
چون اين بار، ((من)) اينطور خواسته ام، هر چند كه علت رفتن تو را نمي دانم
و علت پا گذاشتن روي تمام حرفهايت را...
 
باور كن...
 
كه ديگر باور نخواهم كرد عشق را... ديگر باور نمي كنم محبت را...
و اگر باز گردي به تو نيز ثابت خواهم كرد...

 

 



ادامه مطلب

۱۷ دى ۱۳۸۸ | نظرات (7)

 

حالا كه...

حالا كه دست هايت چتر نمي شوند
حالا كه نگاهت ستاره نمي بارد
حالا كه خانه اي براي ما شدن نداريم
از كاغذ شعرهايم اتاقي مي سازم
تا آوار تنهايي بر سرت نريزد
و آرامش خيالت ، ‌خيس اشك هايم نشود

 



ادامه مطلب

۱۷ دى ۱۳۸۸ | نظرات (0)

 

مي خواهم...

مي خواهم برايت بنويسم. اما مانده ام كه از چه چيز و از چه كسي بنويسم؟
 
از تو كه بي رحمانه مرا تنها گذاشتي يا از خودم كه چون تك درختي در كوير خشك،
مجبور به زيستن هستم.
 
از تو بنويسم كه قلبت از سنگ بود يا از خودم كه شيشه اي بي حفاظ بودم؟
از چه بنويسم؟
 
از دلم كه شكستي، يا از نگاه غريبه ات كه با نگاهم آشنا شد؟
 
ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپيدا شد.
 
از چه بنويسم؟
از قلبي كه مرا نخواست يا قبلي كه تو را خواست؟
 
شايد هم اگر در دادگاه عشق محاكمه بشويم،
دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوري قلب من كه تو را بي ريا و مهربان انگاشت اتهام بزند.
 
شايد از اينكه زود دل بسته شدم و از همه ي وابستگي ها بريدم تا تو را داشته باشم
به نوعي گناهكاري شناخته شدم.
 
نه!نه! شايد هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند كه هيچ وقت مرا نديد،
يا نديده گرفت چون از انتخابش پشيمان شده بود. عشقم را حلال كردم تا جان تو را آزاد كنم.
 
كه شايد دوري موجب دوستي بيشترمان بشود و تو معناي ((دوست داشتن))را درك كني...
امّا هيهات.... كه تو آن را در قلبت حس نكردي و معنايش را ندانستي...
از من بريدي و از اين آشيان پريدي...


ادامه مطلب

۱۱ دى ۱۳۸۸ | نظرات (5)

 

نمي بخشم

وقتي كه عاشقم شدي پاييز بود و خنك بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادك بود
تنگ بلوري دلت درست مثل دل من
كلي لبش پريده بود همش پره ترك بود
وقتي كه عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي
توقعت فقط يه كم نوازش و كمك بود
چه روزا كه با هم ديگه مسابقه مي ذاشتيم
كه رو گل كدوممون قايق شاپرك بود ؟
تقويم كه از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد
راستش دلم خونه ي ترديد و هراس و شك بود
ديگه نه از تو خبري بود ،‌ نه از آرزوهات
قحطي مژده و روزاي خوش و قاصدك بود
يادم مياد روزي رو كه هوا گرفته بود و
اشكاي سرخ آسمون آروم و نم نمك بود
تو در جواب پرسشم فقط همينو گفتي
عاشقيمون يه بازي شايد ،‌ يه الك دولك بود
نه باورم نمي شه كه تو اينو گفته باشي
كسي كه تا ديروز برام تو كل دنيا تك بود
قصه ي با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت
كسي كه رو زخماي قلب من مثل نمك بود................

............................
 
 


ادامه مطلب

۱۰ دى ۱۳۸۸ | نظرات (3)

 

فقط برو...

ميخواهي بروي؟

خب برو...

انتظار مرا وحشتي نيست

شبهاي بي قراري را هيچ وقت پاياني نخواهد بود

برو...

براي چه ايستاده ايي؟

به جان سپردن كدامين احساس لبخند ميزني؟

برو..

ترديد نكن

نفس هاي آخر است

نترس برو...

احساسم اگر نميرد ..بي شك ما بقي روزهاي بودنش را بر روي صندلي چرخدار بي تفاوتي خواهد نشست

برو...

يك احساس فلج تهديدي براي رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافري در راه انتظارت را ميكشد

طفلك چه ميداند كه روحش سلاخي خواهد شد

برو...

فقط برو.....
 
 


ادامه مطلب

۱۰ دى ۱۳۸۸ | نظرات (1)

 

برايت...

برايت خاطراتي بر روي اين دفتر سفيد نوشتم

كه هيچكسي نخواهد توانست چنين خاطرات شيريني را

براي بار دوم برايت باز گويد.

چرا مرا شكستي ؟چرا؟

اشعاري برايت سرودم

كه هيچ مجنوني نتوانست مهرباني و مظلوميت چهره ات را توصيف كند

چرا تنهايم گذاشتي ؟چرا؟

چهره پاك و معصومت را هزار بار بر روي ورق هاي باقي مانده وجودم نگاشتم

چرا اين چنين كردي با من ؟چرا؟

زيباترين ستارگان آسمان را برايت چيدم.

خوشبو ترين گلهاي سرخ را به پايت ريختم.

چرا اين چنين شد/؟چرا؟

من كه بودم؟

كه هستم به كجا دارم مي روم

 



ادامه مطلب

۸ دى ۱۳۸۸ | نظرات (3)

 

بدون شرح............

كشاورزي الاغ پيري داشت كه به طور اتفاقي توي چاهي بدون آب مي افتد،
 
كشاورز هرچه سعي كرد نتوانست الاغ را از چاه بيرون بياورد، براي آنكه
 
الاغ بيچاره زياد زجر نكشد ،كشاورز ومردم روستا تصميم گرفتن چاه را
 
باخاك پركنند تا الاغ زودتر بميرد وزياد زجر نكشد.مردم با سطل روي سر
 
الاغ خاك مي ريختند اما الاغ هر بار خاك هاي روي سرش را مي تكاند وزير
 
پايش مي ريخت ووقتي خاك زير پايش بالا مي آمد سعي ميكرد روي خاك 
 
بيايد. روستا ي ها همينطور به زنده به گور كردن الاغ بيچاره ادامه دادندوالاغ
 
هم همينطور به بالا آمدن ادامه دادتا اينكه به لبه چاه رسيد وبيرون آمد.

مشكلات زندگي ، مثل تلي از خاك بر سر ما مي ريزندوما مثل هميشه دو انتخاب داريم .اول اينكه اجازه ندهيم مشكلات ما را زنده به گور كنند ودوم اينكه از مشكلات سكوي براي صعود بسازيم.              



ادامه مطلب

۸ دى ۱۳۸۸ | نظرات (0)

 

باران...

باز باران بي ترانه ، با تمام بي كسي هاي شبانه

مي خورد بر مرد تنها ، مي چكد بر فرش خانه

باز مي آيد صداي چكه ي غمها...

باز ماتم من پشت شيشه تنهايي افتاده ، نمي دانم نمي فهمم ، كجاي قطره هاي بي كسي زيباست؟؟!!!

نمي دانم چرا مردم نمي فهمند كه آ« كودك كه زير ضربه هاي شلاق باران مي لرزد....

كجاي ذلتش زيباست.



ادامه مطلب

۸ دى ۱۳۸۸ | نظرات (0)

 
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ]



سلام....من محمد 19 سال دارم در حال حاضر دانشجوي رشته مديريت بازرگاني ام..اين وبلاگ را درست كردم تا هرچه بيشتر با محيط اطرافم آشنا بشم و با آن ارتباط برقرار كنم..... اميدوارم لحظات خوشي را در وبلاگم سپري كنيد. ..................نظر يادتون نره....................
mbaf1370@yahoo.com

 

عشق واقعي

 

دى ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸

 

عشق
قفس تنهايي
دوست داشتن
سكوت
چتفور آي
عشق پاك
بهاي عشق
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو
و خدا در اين نزديكي ست
دل نازك من (الناز)
شبكه نرم افزار
بغض عشق (5 وارونه)
lord-king(افزايش بازديد وبلاگ شما)
ایجاد وبلاگ در فردا بلاگ

 

RSS 2.0
a href='http://www.irlinkdir.com?linkid=9314' >سایت تبادل لینک خودکار

آمار سایت

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

تصاوير تصادفی

20.com/ftp/other/14/love/love.js">

تصاوير تصادفی

كدهای جاوا وبلاگ




كد تعیین وضعیت یاهو



جديدترين كدهای جاوا

JavaScript Codes

اطلاعات شما :

@ Ljava.mihanblog.com

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس